بهینه وب
خانه » مقالات ترجمه شده » محتوایی اماده برای آینده

محتوایی اماده برای آینده

اینده قابل تغییر است و ما نیز با ان تغییر می نماییم. از طراحی وب گرفته تا تفکر سازگار با اینده٬ بسمت وب هایی سوق می یابیم که سیال تر هستند و ثبات کمتری دارندو براحتی به گروه کثیری از ابزارها الحاق میشوند.

با در نظر گرفتن این تغییر٬ کنترل مضمون را از دست میدهیم و ان را از طریق مباحث و جلوه های مختلف از مرزهای سنتی صفحات وب رها می نماید. در عبارت براد فراست سازگار با اینده٬ “محتویات بایستی قابل ارسال به همه جا باشد”.

ولی هنوز قفل ها را باز نکنید: محتویات ما جدای از محتویاتی است که در اینده ارائه می شود.بیشتر محتویات از صفحات اقتباس می شوند و اغلب محتوای وب به صورت متن نامتمایزی در می اید و با ورود به هر ظرف مفهومش را از دست می دهد.

می توانیم عملکرد بهتری داشته باشیم. بجای پذیرفتن “حباب های محتویات” ٬ همانطور که کارن مک گرین اظهار داشت٬ میتوان مفاد مفهومی و قیاسی را بگنجانیم که اماده ی انتقال می باشد.

این یک مسئله ی مربوط به استراتژی محتوا است. ولی طراحان٬ تدوین کنندگان و کاربران بایستی توجه داشته باشند که به هیچ وجه عذرشان مقبول نیست. این شغل نیازمند دانش ویرایشی٬معماری و فنی است.

این یک پروژه برای همه ی ما می باشد.

امادگی برای ساختار

اغلب مباحثات درباره ی محتوای ساختاربندی شده بسمت بیت های فنی سوق می یابند: XML٬ DITA٬ میکروداده ها ٬ RDF. ولی ساختار تنها درباره ی متاداده ها و تفاوت بین هزینه و قیمت کالا نیست٬ این دقیقا همان چیزی است که متاداده ها و تفاوت بین هزینه و کالا معنا می دهد. قبل از اغاز با سرنام های تخیلی ٬ بایستی به خود محتوا نزدیک شویم و چارچوبی را برای اتخاذ تصمیمات هوشمندانه درباره ی ساختار ایجاد نماییم. تنها با این روش میتوانیم تکنولوژی را بصورت مفهومی و مفیدی بررسی نماییم. بنابراین به این بخش توجه نمایید.

  1. هدفمند باشید

قبلا شما سایت هایی با اهداف سازمانی و کاربرمحور در ذهنتان طراحی نموده اید. درست است؟ بله. حال شما بایستی ان اهداف را در مقیاس کوچکتری تفسیر نمایید و انها را در هر یک از محتواهایی که دارید بکار برید- مانند بلاگ پست ها٬ مقالات٬ ویژگی های چرخشی یا توصیف محصولات. برای این کار٬ بایستی قادر باشید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • این نوع محتویات چگونه از اهداف کلی سایت پشتیبانی می نماید؟
  • چرا کاربر انرا می خواهد؟
  • سازمان با انتشار ان به چه چیزی میرسد؟
  • سازمان از کاربر انتظار دارد با سایت چه کار کنند؟

همانطور که تعیین اهداف سایت قبل از مرحله ی تصمیم گیری است٬ شما بایستی بدانید که هر نوع محتوا قبل از تصمیم گیری درباره ی نحوه ی بررسی ان در مباحث مختلف چه نقشی را به اجرا در می اورند. در غیر اینصورت٬ چگونه شما اطمینان حاصل خواهید کرد که محتوا نیاز های هر ابزار را همانطور که نشان داده شده اند٬ برطرف می نماید؟

(حال ٬اگر متوجه شوید که محتوای شما کاربردی نیست٬ و یا ندانید که با چه محتوایی سر و کار دارید٬ با مشکل بزرگتری مواجه خواهید شد. قبل از اشنایی با اینده٬ با ارباب رجوع و رییس خود ارتباط برقرار کنید و ببینید مشکل چیست. )

  1. یافتن میکروها

شما میدانید که چرا مقالات یا دستورالعمل ها یا سایر محتویات وجود دارند. بسیار خب٬ اینک زمان ان فرا رسیده که ریزبین تر شده و این محتویات را به عناصر اصلی شان تجزیه نماییم.

عناصر خاصی که بایستی در نظر بگیرید بسته به نوع محتوایی که با ان سر و کار دارید متفاوت است٬ بنابراین با تعیین مقدار محتوا٬ نوع اطلاعات مورد نیاز را خواهید یافت. اینها مواردی همچون عناوین٬تیزرها٬ محتوای بدنه٬ لیست عناصر٬ بازبینی ها٬ نقل قول ها٬برگزیده ها٬ تصاویر٬ ویدیوها٬عناوین٬ مقالات مرتبط٬ مضامین فرعی٬راهبردها٬ادرس ها و… می باشند.

برای مثال دستور خوراک پزی مارچوبه٬ ماهی ازاد و پیتزای پنیری بز را از سایت اپیکریوس بدست اورید.

دستورالعمل ها نوع رایجی از محتویات هستند٬ بنابراین ممکن است تصور نمایید انها را قبلا در جایی دیده اید: عناوین٬ عناصر سازنده٬راهبردها. با نگاهی مجدد ٬دنیایی از عناصر متصل مربوط به یک محتوای خاص را خواهید دید:

  • عنوان
  • تخصیص انتشار
  • تاریخ انتشار
  • فرعیات
  • بازده
  • توصیف تیزر
  • تصویر
  • عناصر سازنده
  • تمهیدات
  • جفت ها
  • رتبه بندی
  • بازبینی
  • عناصر سازنده ی اصلی
  • نوع روش
  • ملاحظات رژیمی
  • مجموعه دستورالعمل های مرتبط

معمار اطلاعات یا استراتژیست محتوا در تعیین این نسبت ها تخصص دارد ٬ ولی هر یک از اعضای تیم بایستی مشارکت کاملی داشته باشد_ زیرا برای تصمیم گیری درباره ی نحوه ی پاسخگویی محتوا به تغییرات در شیوه ها و نحوه ی نمایش انها به این اطلاعات نیاز خواهید داشت.

  1. مفهومی بودن

دانستن اینکه چه محتوایی وجود دارد اغاز کار می باشد. حال شما بایستی بدانید که چرا هر یک از انها در مجموعه ی کلی اهمیت دارد و میزان اهمیت ان چقدر است. این امر به ما این امکان را میدهد تصمیماتی درباره ی نحوه ی سازماندهی ٬اولویت بندی و نمایش محتوا در صفحات٬ مباحث یا اهداف مختلف اتخاذ نماییم.

این کار را با توجه به نکات زیر میتوانید انجام دهید:

  • این عناصر چه ارتباطی با اهداف محتوا دارد؟
  • اگر این عناصر کنار گذاشته شوند چه چیزی از مفهوم کم میشود؟
  • چه ارتباطی بین این عناصر و سایر عناصر وجود دارد؟

اگر این پروژه متعلق به من بود٬ تحقیقات قوی با اهداف سازمانی٬ الگوهای کاربردی محتوای موجود و نیازهای کاربران قبل از ورود به انجا صورت می پذیرد.اما برای مثال٬ در اینجا ما با فرضیه ها سر و کار داریم. از انجا که اپیکوریوس یک ناشر میباشد٬ فرض بر این خواهد بود که هدف او افزایش بینش صفحه برای افزایش درامد حاصل از تبلیغ می باشد.از انجا که این یک سایت دستورالعمل میباشد٬ فرض بر این خواهد بود که کاربران غذای مناسبی برای پخت خواهند یافت.

این سناریو بصورت اهداف محتوا محور تفسیر میشود و دستورالعمل ها بایستی اجباری٬ خاص و متصل باشد ٬ بنابراین کاربران انها را ایجاد می نمایند و میتوانند بگویند که ایا میتوانند نیازها را تامین نمایند و نهایتا محتوای مازاد اپیکوریوس را بررسی می نمایند.

با توجه به اهداف علیه این عناصرمحتواها سوالات جالبی پیش می اید:

  • حذف موارد مرتبط راه ساده ای برای کاهش ناهنجاری های صفحات کوچک است ولی ایا ممکن است موجب کاهش تعداد صفحاتی شود که کاربر بازدید می نماید؟
  • اگر با باریک شدن سایز صفحه محتویات فرعی را زیر محتوای اصلی قرار دهیم٬ ایا کاربران با ورود به رتبه بندی دستورالعمل ها از طریق عناصر سازنده خسته و بی نتیجه می مانند؟
  • اگر تصویر پاک شود ٬ایا در علایق کاربران به دستورالعمل تغییری ایجاد میشود؟
  • اگر عنوان در جایی دیگر و بدون توصیف تیزر نمایش داده شود٬ ایا اطلاعات مفهومی کافی در اختیار کاربر قرار می دهید؟

پاسخ به این سوالات دشوار است. جفت شدگی واین طرفدار استفاده از مشروبات الکلی نمی باشد. عناصر سازنده اولین مانع عمده برای فرد دارای الرژی غذایی و دومین مانع برای فرد بدون آلرژِی محسوب میشود.

ما قادر به پیش بینی اولویت های شخصی کاربران نیستیم٬ ولی هر چه بیشتر به ارتباط بین اطلاعات واقف شویم٬ مصالحه های موجود در تصمیمات واضح تر خواهد شد.

برای مثال ٬ در بسیاری از طرح های واکنشی ٬ در صفحه ی نمایش تلفن های هوشمند صفحه ی فرعی دقیقا زیر محتوا قرار می گیرد. ایا این امر همیشه صدق می کند؟ در اینجا٬ رتبه بندی ٬ بازبینی و عناصر سازنده ی اصلی به خواننده امکان ارزیابی سریع دستورالعمل و قرار دادن این اطلاعات زیر مواد سازنده را می دهد و بخش تمهیدات انجام این کارها را بر عهده دارد.

اینها مواردی درباره ی تطبیق محتوا با طرح های مختلف است: هر مورد متفاوت می باشد. یک سایز با تمامی قوانین درباره ی واکنش محتویات تناسب ندارد و بدین معنیستت که انها نمی توانند نیاز کاربران شما و یا اهداف تجاری شما را برطرف سازند. با ظهور ابزارها و تکنولوژی های جدید ٬ نیاز به تدوین قوانین جدید و اعمال تطبیق های جدید چشمگیرتر میشود.

لازم به ذکر است که برای انجام اقدامات به توپ بلورین نیاز نداریم. میتوانیم با ارتقا نحوه ی ذخیره ی محتویات شروع بکار نماییم.

  1. سازمان دهی

آینده مبهم میباشد ولی سیستم های مدیریت محتوا اینگونه نیستند. با اینحال٬ CMS شما همان چیزی است که بین محتوا و قابلیت انتقال ان قرار گرفته است.به عناصر تعیین شده و ارتباط و اولویت هایی که انها را شرح میدهند توجه نمایید. ایا CMS ها یی که با انها کار کرده اید برای این سطح از محتویات مهیا شده اند؟ اگر چنین است٬شما جز اقلیت ها هستید. مابقی بایستی کارهایی انجام دهیم.

یک سازمان که گام های بلندی در جهت اینده برداشته رادیو عمومی و ملی CMS میباشد. در سال ۲۰۰۹ ٬   NPR متدلوژی ارائه نمودند که یکبار اختراع و انتشار همیشگی نامیده شد. با COPE هر مقوله وارد مجموعه ای از فیلدهای مجزا در CMS میشود و سپس از طریق API در مقوله های چندگانه ای مانند وبسایت NPR       ٬ اپلیکیشن های مخصوص آیپد و آیفون٬ سایت موزیک NPR و سایت های وابسته ی NPR       قرار می گیرد.

NPR CMS   از انواعی از عناصر محتوایی حمایت می نماید که تنها به چهار مورد از انها نیاز داریم: عنوان٬ بخش کوتاه٬ توصیفات بلند ٬تاریخ   ٬ مانند برند زاچ که در راس تکنولوژی و رسانه ی دیجیتال NPR   قرار دارد. ویژگی های دیگر مانند تصاویر٬ صدا و فرعیات همگی اختیاری هستند. در CMS ٬ مباحث از طریق API   توزیع و نهایتا با استفاده از ترکیبات مختلفی از عناصری منتشر می شود که با نیازهای سکویی که در ان هستند ٬مشخصمی شوند.

اگر ما سیستم هایی را بخواهیم که بتوانند این نوع ماژول ٬ محتوای سریع الانتقال را بررسی نمایند٬ زمان ان فرا رسیده که با CMS ٬افرادی که انرا بسط٬ادغام می دهند ٬ارتباط برقرار نماییم. با توجهه به دانش حاصل از تحلیل های عمقی٬شما دارای ابزارهایی برای گنجاندن رویکردی استراتژیک در جهت مدیریت محتوا خواهید بود که به شما کمک خواهد کرد:

  • تضمین نمایید افرادی که متمرکز بر ویژگی ها و قابلیت های CMS می باشند متوجه مندرجات و هدف ان میشوند.
  • نوع محتوا و عناصر مورد نیاز انها را شرح میدهد ٬ همانند NPR که ویژگی های مباحث را شرح میدهد.
  • به درک احتمالات و محدودیت ها و همکاری جهت نحوه ی بررسی انها کمک می نماید.
  • تسهیل بار فنی تیم با تمهید رویکردی متفکرانه برای مطلع ساختن از الزامات CMS.

این بنیان در صورتی به شما کمک خواهد نمود که وب سایت اولیه ای را مدیریت نمایید٬ ولی اگر شما محتویاتی را در ابزارها و کانال ها تسهیم نمایید٬ حائز اهمیت خواهد بود. با CMS هایی که حول ماژول و محتویات معنادارسازماندهی شده ٬ اماده ی ایجاد قوانینی خواهید شد که بایستی تغییر نمایند و دارای سیستم هایی هستند ان قوانین را بکار می گیرند.

  1. ساختاربندی

این امر که این مقاله با مقدمه ای حول XML اغاز نمیشود دلیل دارد. تکنولوژی در اتخاذ تصمیمات به شما کمک نمی نماید و تنها در بکارگیری انها به شما کمک می کند. عناصر محتوایی بایستی در نهایت بصورت کد در بیایند٬ بنابراین اگر درج تفاوت بین هزینه و قیمت کالا در حیطه ی شغلی شما قرار ندارد٬ بایستی منتظر بمانیم تا با ابزارها بیشتر اشنا شویم تا بتوانیم این کار را انجام دهیم.

محتوای ساختاربندی شده مقوله ی جدیدی نیست. مکاتب فنی DITA را بمدت چندین سال بکاربرده اند و مبحث خاصی را درباره ی اینده روشن نمیسازند. بر مبنای XML ٬زبان افزایش قیمت حین نمایش در ورای پایگاه داده ها به مولفه ها مفهوم ذاتی می بخشد و نویسندگان DITA اطلاعات فنی را در ماژول محتویات منتشر می کنند و اطلاعات اندکی برای استفاده ی مجدد طراحی شده و طبق عنوان فهرست بندی شده است. IBM که برای مدیریت محتوای فنی شرکت طراحی شده در مستندسازی کاربرد فراوانی دارد.

بسیاری از مکاتبین فنی تاکید دارند که DITA رویکرد استاندارد ساختاربندی وب می باشد ولی براحتی بدست نمی اید. HTML 5 از طریق بسط میکروداده ها از افزایش هزینه ی معنایی حمایت می نماید که فراتر از برچسب ها و علامت ها است و به شما اجازه میدهد محتوا را با سازگاری استانداردی ارائه نمایید که همان HTML2 است. HTML5 یک پیش نویس کاری است و نشان نمیدهد که ایا میکروداده ها کاربرد عمده ای خواهند یافت و یا تطبیق کافی با محتویات ما دارند یا خیر. برای مثال٬ در اواخر سال گذشته ٬ عنصر “زمان” به نفع داده های عام برداشته شد.

Schema.org نیز رویکرد مبتنی بر میکروداده هاست که در سال ۲۰۱۰ توسط بینگ٬گوگل و یاهو بکارگرفته شد. بمنظور ایجاد زبانی مشترک بین موتورهای جستجو schema.org میکروداده هایی را وارد طبقه بندی محتویات کرد که بطور گسترده شروع بکار کردند و بصورت عناصر خاصی دسته بندی شدند. بهرحال٬ منتقدین اشاره داشتند که schema.org یک سیستم بسته ای است: موتورهای جستجو بجای اینکه اجازه دهند مالکین محتواها ساختارها را شرح دهند٬ به ما نشان میدهند که کدام ساختارها مد نظر هستند.

بسیاری از افراد می خواهند بدانند کدامیک از این رویکردها بهتر است و چرا افراد ان را نادرست انجام میدهند. من یکی از انها نیستم. واقعیت این است که ممکن است ما از متد قطعی فاصله ی بسیاری داشته باشیم و هیچ یک از اینها از انواع مندرجات حمایت نمی کند. از رویکردی استفاده کنید که در پروژه ی شما معنادار باشد و نگرانی ها را برطرف سازد.

انچه که بیش از هزینه ی توزیع اهمیت دارد میزان انرژی است که برای ان صرف می کنیم: قوانین و روابط از طریق تحلیل مستقیم محتوا و بررسی پیام ها و اهداف مشخص میشود. مهمتر از همه اینکه “معنایی” دلالت بر معنی دارد _عموما معنای زبانی. زبان توزیعی شما هرچه که باشد٬ معنایی نخواهد بود مگر اینکه معنایی را پیش برد٬ بهمین دلیل است که با زبان توزیعی شروع بکار نمیکنید .

بهمین دلیل است که محتوای ساختار بندی شده حذف میشود همانند مطلوبیت ان در وب: زیرا ما بخش های تجربی و سرمقاله را از این مباحثات حذف کرده ایم.

این کار بایستی متوقف شود. مندرجات اتی درباره ی تخصص در XML یا فرض میکروداده هایی است که مشکلات شما را حل میکند. این امر درباره ی مشاهده ی ساختارها از دیدگاه معنا و روایت داستان و ایجاد ارتباط در سایر رشته ها می باشد طوریکه پایگاه داده ها غنا و پیچیدگی ان را منعکس نماید.

ما همه ی پاسخ ها را نداریم ولی اینجا نقطه ی اغاز مناسبی است: تنها با مفاد کوجود. با تجزیه ی مفاد موجود٬ عناصر انرا تحلیل نمایید و روابط موجود را طوری مستند سازید که ان عناصر را بصورت یک کل معنادار نشان دهد٬ ما میتوانیم مفاد موجود را مطابق با اینده مدیریت نماییم.

تکنولوژی تغییر می نماید و استانداردها تکامل می یابند. ولی نیاز به درک مفاد٬ هدف٬معنا٬ساختار٬روابط وارزش ان همچنان به قوه ی خود باقیست. ما داشتن چنین تفکری٬ مفاهیم را از قید و بند رها کرده و به توالی حیات ان٬ بی عیب ماندن جوهره و انتقال ان به اینده ای ناشناس دامن میزنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*