بهینه وب
خانه » مقالات ترجمه شده » طرحی برای زندگی واقعی (بخش اول)

طرحی برای زندگی واقعی (بخش اول)

زمانی که محصولات دیجیتالی برای زندگی واقعی طراحی نشده شاهد ریزش هایی بوده اید. شما اهمیت دلسوزی راا درک می نمایید و می دانید که چگونه با کاربران سخن بگویید ا به احساسات عمیق و نیازهلی ان ها پی ببرید. اما حتی با  داشتن بهترین نیات، تیم  طراحی ممکن است در طول مسیر گمراه شود.

در GoFanbase, Inc. is looking for a Accounts Representative. به اشتراک گذاشته شود.

انچه که شما و تیمتان نیاز دارید یک فرایند طراحی است که فعالیت های دلسوزانه ای را در هر مرحله به همراه دارد_ فرایندی که در ان افراد و نیازهای واقغیشان از مراحل اولیه ی کاوش و از طریق از سر گیری طراحی ها تقویت می شود.

1

ایجاد مصنوعات واقع گرایانه

در فصل ۳، در مورد اهمیت طراحی برای سناریوهای بدبینانه و نحوه ی ارائه ی مباحث تنش زا در مصنوعات مخاطبان سخن گفتیم مانند شخص و نقشه های راهنما. حال به ایجاد چنین متریالی می پردازیم.

شخصیت های ناقص

هر چه کاربران در مرحله ی جستجو  برای شما مشهود تر باشند، احتمال اینکه دارای یک ثروت واقعی از احساسات انسانی در داده ها باشید بیشتر خواهد بود: مشکلات ازدواج یا  طلاق، تصادفات ، دوستی که مرتکب خود کشی شده و یا داشتن گذشته ای نا مناسب. در اینجا مستقیما از گفته های مصاحبه شوندگان استفاده نمی شود ، بلکه به انها این اجازه داده می شود به تفکرات در مورد طیف سوژه های حساس و تجارب سخت افراد دست یابند. این امر به شما کمک می نماید به  جزییات واقع گرایانه ای درباره ی وضعیت احساسی، محرک ها و نیازهای اشخاص دست یابید و اجازه ندهید تنها محدود به وضعیت های خاصی مانند سن، درامد، موقعیت و تحصیل باشند.

این ورودی های مختلف هم چنین به شما کمک خواهد نمود تصویر شخصی بهتری انتخاب نمایید. درجستجو و تصویر برداری از افرادی باشید که با کالبد تصاویر بشاش سنخیتی ندارند. طرز بیان و سبک پوشش ان ها را تغییر دهید. اگر شما می توانید چنین شخصیت هایی را تصور نمایید که چیزهایی را می کویند که در مصاحبه های کاربرانتان شنیده اید، در این صورت روش درستی را در پیش گرفته اید.

افراد واقع گراتر این کار را راحت تر نموده اند تا بتوانند لحظات بحران را تصور نمایند و سناریوهایی را تست نمایند که موجب تحریک محرک های کاربران می شود. به خاطر داشته باشید که بحران به معنای بلایای طبیعی یا وضعیت حاد و اورژانسی نیست. می تواند موقعیتی باشد که در ان یک دستور به شکل نادرست انجام شده و یا وضعیتی که کاربر حین سوق به سمت فرودگاه به اطلاعاتی نیاز دارد.

همان طور که شما سناریو و شخصیت خود را می نویسید، زندگی را از ان ها زهکشی نکنید: نا خالص باشید، کوچکترین گفته های کاربران ، زبان و احساسشان را لحاظ نمایید. هر کسی که بتواند  این شخصیت ها را از پایین به بالا بکشد حس اجباری تحمیلی خواهد داشت.

نقشه های راهنمای کاربر

در فصل ۳، تکنیکی را ذکر نمودیم که سارا با زنجیره ی ارتقا استفاده نموده بود: نقشه ی راهنمای کاربر که به ان نقشه کشی با تجربه ی مشتری می گویند، این تکنیک در بسیاری از طراحی ها مشاهده می شود مانند مسیر انطباقی، گروه کارشناسی طراحی سان فرانسیسکو.

در سال ۲۰۱۳، مسیر انطباقی تخصص خود را به یک راهبرد جزیی تبدیل نمود که به طور رایگان در mappingexperiences.com در دسترس قرار گرفته است.  راهبردها متمرکز بر چگونگی بررسی تجارب مشتری، تسهیل کارگاه های نقشه کشی و به کار گیری رویکردهایتان. این فرایند شامل مستند سازی موارد زیر می باشد:

  • ذره بین: که کدام شخصیت را طراحی می نمایید و سناریو چیست.
  • نقاط حساس: لحظاتی که کاربر با سازمان در تعامل است.
  • کانال ها: در جایی که ان تعاملات به صورت انلاین، از طریق تلفن یا غیره صورت می گیرد.
  • فعالیت ها: افراد برای تامین نیازهایشان چه می کنند.
  • افکار: افراد چگونه تجاربشان را قالب بندی و انتظاراتشان را تعریف می نمایند.
  • احساسات: حسی که افراد طی این مسیر دارند_ مانند فراز نشیب هایی مانند بسیاری از فرایندهای UX ه همراه یادداشت های مختلف. در  فعالیت های تیمی  شما مسیر کاربر را به همراه گام هایی افقی ترسیم می نمایید. در هر گام از یادداشت های با رنگ متفاوت برای مستند سازی نقاط حساس و کانال ها و نوع تفکر، احساس و تصور کاربر استفاده نمایید. نتایج یک شبکه ی بزرگ با رنگ های متفاوت می باشد که در طول دیوار کشیده شده است (شکل ۷٫۱)

شکل ۷٫۱٫ طراحی مسیر که در ان شرکت کنندگان از یادداشت ها برای نشان دادن یشرفت کاربر از طریق مراحل و نیازهای  چندگانه به مرور زمان استفاده می نمایند. طراحی مسیر  دارای مزایایی است و به تیم کمک می نماید حین ارزیابی محتوا، تعیین شکاف ها و گسیختگی های موجود در نقاط حساس یا کانال ها و تمهید چارجوبی برای ارتقا مکرر سیستم به مرور زمان تصور مناسبی از دیدگاه کاریر داشته باشند. متوجه شده ایم که ان تکنیک روزنه ی قدرتمندی در تعیین موارد بررسی نشده و درک نشده می باشد.

اطمینان حاصل نمایید که سناریو ها و شخصیت های شما که واقعی هستند  ایده ال نشده اند. برای مثال، یک خط هوایی ممکن است تجاربی را برای  شخص طراحی نماید کهه پرواز او کنسل شده و یا در حال سفر با افراد نا توان می باشد و یا شخصی که می خواهد بلیط دقیقه نودی برای شرکت در مراسم تدفین رزرو نماید. یک بانک ممکن است مشتری  دائمی را به تصویر کشد که درخواست گرو نموده و با تنزل مواجه شده است. یک دانشگاه ممکن است کاربری را به تصویر کشد که دانشجویان نسل اولش از خانواده های کم درامد بوده اند.

بنا به تجربه ی ما، بهتر است این کار با استفاده از افراد سازمانی صورت گیرد_ نه تنها افراد وب و تدوین کنندگان یا نویسندگان بلکه افراد مربوط به واحدهای بازاریابی، خدمات مشتری، بخش فروش و واحدهای تجاری یا محصول. این تعامل در دپارتمان ها دیدگاه های مختلفی را به طراحی شما می افزاید که شما را در درک بهتر نقاط حساس  کمک می نماید و گروه ها را از ارائه ی فرضیه های غیر واقع گرایانه باز می دارد. ماهیت متواتر فعالیت_ ترسیم فیزیکی مسیر کاربر_ افراد را بر ان می دارد که وارد ذهن کاربر شده و شرکت کنندگان را از بازگشت به تفکر سازمان محور باز دارند و بر میزان عجیب بودن ان بیفزایند و بدین ترتیب برای تثبیت مسئله حمایت شوند.

علاوه بر تعیین یک تجربه ی ایده ال، زمانی برای مواقعی اختصاص یابد که تجارب زندگی واقعی روی هم انباشته نشده است. این امر ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • نقاط حساس: زمانی که طبق تحلیل ها و جستجوها به این نکته پی می برید که کاربران اخیرا نگرانی دارند و سوالاتی را مطرح می نمایند و یا یک سایت یا اپلیکیشن را مطرود می نمایند.
  • جریان های منفصل: در جایی که گذار بین نقاط حساس یا از طریق تعاملات در سایت عملکرد مناسبی ندارد.
  • شکاف محتوایی: در جایی که کاربر به محتویات خاصی نیاز دارد ولی شما ان را ندارید_ و یا محتوا در زمان مناسب در جای مناسبی ارائه نشده است.

همان طور که شما می توانیذ موارد بسیاری را در طرح خود لحاظ نمایید- کانال ها، سوالات، احساسات، اقدامات، و نیازها و شکاف های محتوایی، کاتالیزگرها و غیره_ هم چنین می توانید مسیر خود را به کل های مختلفی تجسم نمایید. گاها، ممکن است به  چیزی فراتر از یادداشت هایی در دیوار اتاق کنفرانس نیاز نداشته باشید. در برخی مواقع نیز ممکن است چند روزی را صرف همکاری و ارائه ی واقعیات  نمایید. همه ی این موارد بستگی به پیچیدگی تجارب شما و وفاداری که شما  به محصول نهایی دارید و هم چنین اینن که چه مدت زمانی را می توانید به فرایند تخصیص دهید، دارد.

اگر نقشه های راهنما برای تیم شما تازگی دارد، بهتزین را برای معرفی ان ها تخصیص یک یا دو ساعت طی  جلسات شروع کار در گروه های کوچک می باشد که در ان ها هر گروه مسیر کاربر مختلفی را دشوار می نماید. اگر ان ها جز فرایند ux شما باشند، بایستی کار خود رابا  دامنه ی گسترده ای از افراد و سناریوها اغاز نمایید. در هر دو صورت، ایجاد دستورالعمل ها به مواردی اشاره دارد که به شما کمک می نماید:

  • چگونه محتویات را اولویت بندی نمایید تا نیازهای کاربردهای اضطراری را بدون تضعیف تجارب دیگران براورده نمایید. این همان چیزی است که شبکه ی توسعه ی داخلی انجام می دهد: پرداختن به موارد تنش زا اولویت بندی زبانی ساده و تعیین موارد قابل گنجاندن در یک نگاه برای تیم ممکن می سازد.
  • در جایی که کپی و صنایع بدیع وجود دارند، حالتی بیگانه و یا خارج از همگامی با تصورات و احساس کاربر خواهند داشت. برای مثال، در صورت درخشیدن ان، اپلیکیشن مسیر یاب مسیر کاربر را برای خانمی که فراموش نموده پد بهداشتی خریداری نماید را ترسیم می نماید. طراح مشاهده می نماید که چگونه در هر نقظه ی حساس، کپی اپلیکیشن شامل نیازها و احساسات این خانم است که واقعیت ندارد و ان ها می توانند پیام خود را طوری تنظیم نمایند که با دامنه ی وسیعی از کاربران بالقوه تناسب داشته باشد.
  • ایا هیچ شکافی در محتوای کاربران تنشی وجود دارد. برای مثال، اگر بیمارستان کودکان فیلادلفیا نقشه ای را برای کاربران در بحران ارائه کرده باشد، به احتمال زیاد از شکاف محتوایی که اریک تجربه نموده است جلوگیری می نماید: نه اطلاعاتی در مورد هجوم به بیمارستان در مواقع اورژانس.

ادامه دارد…

 

منبع: طرحی برای زندگی واقعی

مترجم: معصومه منصورنژاد

 

طرحی برای زندگی بخش دوم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*